باران
خط خطی های دخترک باران
خاطره
با گریه های یکریز
یکریز
مثل ثانیه های گریز
با روزهای ریخته در پای باد
با هفته های رفته
با فصل های سوخته
با سالهای سخت
رفتیم و سوختیم و فرو ریختیم
با اعتماد خاطره ای در یاد
اما
آن اتفاق ساده نیفتاد
قیصر امین پور
خداحافظی
باور نمی کنم
که ناگهان به سادگی آب
از ساحل سلام
دل برکنم
تا لحظه لحظه در دل دریا دور
امواج بی کران دقایق را
پارو زنم !
پروین اعتصامی
حلول
یک شب از دست کسی
باده ای خواهم خورد
که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد
با من از هست به بود
با من از نور به تاریکی
از شعله به دود
با من از آوا تا خاموشی
دورتر شاید تا عمق فراموشی
راه خواهد پیمود
کی از آن سرمستی خواهم رست ؟
کی به همراهان خواهم پیوست ؟
من امیدی را در خود
بارور ساخته ام
تار و پودش را با عشق تو پرداخته ام
مثل تابیدن مهری در دل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل
جریان خواهم یافت
مست از عشق تو ، از عمق فراموشی
راه خواهم افتاد
باز از ریشه به برگ
باز از بود به هست
باز از خاموشی تا فریاد
.............
فریدون مشیری

رنگین کمان
ای من !
چه غمگنانه می گریی
که یاد انگیز نرم ریز باران
بر غریب ترین گذرگاه کوهساران است
در آسمانه چشمت
تلالو اشک ها
_ در آمیزش با سرخی پلک های بر آمده سیده
رنگین کمانی است
که در گاهواره آن
دل را به تسلا نشانده ای ....
بی (( یاران )) اما
ابرهای سینه ات نخواهد گشود
ای من !
بگری !
بی (( آنان )) چه غمگنانه می گریی ....
موسوی گرمارودی

تـــــردیــــد
تو زخمی تردیدی / بی خاطره ، بی رویا
وامانده تر از دیروز / بیهوده تر از فردا
تصویر سرابی دور / در قحطی بارانی
سرگشته تر از طوفان / از عشق گریزانی
با چشم تو ، آئینه / بی واژه غزل می ساخت
نفرین به غروبی که / اندوه ترا نشناخت
نفرین به سکوت تو / نفرین به صدای من
تردید مکن ، بنشین / یک لحظه به جای من
من ماندنیم، امّا / تو ، فرصت پروازی
از عشق ، برای من / یک فاجعه می سازی
بگذار خودم باشم / تکراری بی برگشت
یک عاشق تنها که / دنبال خودش می گشت
نیلوفر لاری پور
| Design By : Night Melody |





